راننده اژانس پسرک جوانی بود برایم عجیب بود با اون سن و سال چطور در اژانس کار می کند در تمام مسیر گوشی موبایلش در دستش بود و یک بند صحبت می کرد در حالیکه پشت صندلی راننده له می شدم صدای بلند ضبط ماشین را هم تحمل می کردم ان هم از نوع بدترین موسیقی که تا به حال شنیده بودم و به صورت کارناوال شادی به یکی از درهای حرم رسیدیم . ابتدا از طریق هل دادن افراد مشتاق به داخل ورودی پرتاب شدیم و پس از بازرسی به داخل راه پیدا کردیم . وارد صحن که شدیم عده ای روی فرش های پهن شده ی حرم نشسته بودند عده ای دعا می کردند و بعضی نماز می خواندند . از چهره ی تک تک شان غم و اندوهی می بارید که برای من قابل احساس نبود . عده ای ناامید شده دست به دامن شده بودند و عده ای برای ارامش روحی خود دست به دامن شده بودند و در هر دو گروه عجزی دیده می شد . هر چه به ضریح نزدیک تر می شدیم جمعیت با تمام قوا سعی در کنار زدن همدیگر از خود نشان می دادند . مقابل ضریح جمعیت فراوان دست های همدیگر را پس می زدند تا دست خود را به ضریح بزنند و به خیال خود حاجت خود را با تصاحب حق فرد دیگری بگیرند . نمی دانم چرا عده ای فکر می کنند اگر دست خود را به شکل وحشیانه ای به ضریح نرسانند دعا و حاجتشان براورده نمی شود ؟ شاید هم در خیال خود توهم این را دارند که امام رضا دفتر حاضر غایب به دست بالای مقبره ی خود برای حاضرین علامت می زند و اگر به شیوه ای ارام دعا و نیایش نکنند از قلم می افتند . و با رسیدن به ضریح خود را به او نشان می دهند و در نتیجه اسمشان در لیست گرفتن حاجت می رود .نمی دانم باید به جاهلیت این چنینی مردم خندید یا گریه کرد ؟
در این بلبشو خادمان حرم هر دو دقیقه یک بار با گفتن حجابت را رعایت کن اعلام حضور می نمایند . یکی از خادمان به من می گوید دخترم حجابت را رعایت کن حجاب واجب است و زیارت مستحب ! خنده ام می گیرد می خواهم بگویم من که هنوز زیارتی نکردم فقط مواظبم زیر دست و پا له نشوم و قصد پیدا کردن دررو هستم . اما نمی گویم در این حیث خانمی را در حالیکه دیگر حجابی بر سرش نمانده و نمی دانم برای اینکه دستش را به ضریح نزده جیغ می زند یا به خاطر له شدن زیر دست و پا! به زور از میان جمعیت خارج می کنند و من در عجبم نام این زیارت دوستان را باید عارفانه نامید یا وحشیانه؟
وقتی از حرم خارج می شویم هر کس حاجتش را می گوید از من که می پرسند هر چه فکر می کنم می بینم که حاجتی نداشتم و می گویم که حاجت من نیاز به پارتی کلفت تری دارد .